ﻣﻌﻠﻢ سر كلاس فارسي ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ کرﺩ. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎی ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ. ﻣﻌﻠم گفت:ﺷﻌﺮ بنی ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ.
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ کرﺩ:
بنی ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎی یکدیگرﻧﺪ که ﺩﺭ ﺁﻓﺮینش ﺯ یک ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ
ﭼﻮ ﻋﻀﻮی ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ
ﺑﻪ ﺍینجا که ﺭسید ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ. ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: بقیه ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ!

ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ: یادم نمی آید.ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: یعنی چی؟ این ﺷﻌﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍنستی ﺣﻔﻆ کنی؟!
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ: ﺁخه مشکل ﺩﺍﺷﺘﻢ. ﻣﺎﺩﺭﻡ مریض ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺷﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ، ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺨﺖ کار می کند ﺍﻣﺎ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﻻﺳﺖ، ﻣﻦ باید کارهای ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﻢ ﻭ ﻫﻮﺍی ﺧﻮﺍﻫﺮ برادرهایم ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ، ببخشید.
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: «ببخشید! همین؟! مشکل ﺩﺍﺭی که ﺩﺍﺭی، باید ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﻔﻆ می کردی. مشکلات ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ نمیشه!»
ﺩﺭ این ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:
ﺗﻮ کز ﻣﺤﻨﺖ دیگران بی غمی نشاید که ﻧﺎﻣﺖ ﻧﻬﻨﺪ آدمی


هر دردى را درمانى است، لکن انسان در آغاز باید احساس درد کند، باور کند که مریض است و ثانیاً نوع بیمارى را شناسایى نماید و ثالثاً طبیب حاذق و ماهر پیدا کند و خود را در برابر دستورات او قرار دهد و به نسخه پیچیده او به دقت عمل نماید. اگر این مراحل را به ترتیب طى کند امید به شفاى او مى‌رود.

طبیبان روح و عالمان ربّانى و راه طى کرده‌هاى علم اخلاق و تربیت نفوس راه‌هاى درمان این درد جانسوز و جامعه سوز حسد را بیان کرده‌اند و به کمک رهنمودهاى اهل بیت عصمت و طهارت(ع) این نسخه را منتشر ساخته اند.

درمان این بیمارى اخلاقى مانند درمان صفات رذیله دیگر بر دو اساس استوار مى باشد:

                                  1‌- طرق علمى،2‌- طرق عملى


در قسمت علمى، شخص حسود باید روى دو چیز مطالعه و دقت کند.

یکى پیامدها و آثار ویرانگر حسد از نظر روح و جسم و دیگر ریشه‌ها و انگیزه‌هاى پیدایش حسد.

بى‌شک مرور بر این آثار و پیامدها تاثیر بسیار مثبتى در درمان این بیمارى اخلاقى دارد.

اما از نظر عملى مى دانیم که تکرار یک عمل تدریجاً تبدیل به یک عادت مى‌شود و ادامه عادت تبدیل به ملکه و صفت درونى مى گردد، اگر حسود به جاى این که براى در هم شکستن اعتبار و شخصیت فردى که مورد حسدش قرار گرفته به تقویت خود بپردازد، به جاى غیبت و مذمتش او را به خاطر صفات خویش مدح و ستایش کند و به جاى تلاش در تخریب زندگى مادى خود را آماده اعانت و همکارى با او نماید. به یقین تکرار این کارها تدریجاً آثار رذیله حسد را از روح او مى‌شوید و نقطه مقابل آن که نصح و خیرخواهى است با یک دنیا نور و صفا و روحانیت جانشین آن مى‌گردد.

هجرت معنوی

سخنرانی با عنوان

هجرت معنوی

دانلود

هجرت در جغرافیا نیست

سفر انفاسی است ، سفرنفس آدمی است

از حالتی به حالتی دگرگون شدن ==>> از خودپرستی به خداپرستی

خداپرستی آن است که خودپرستی را رهاکنید

ego: خودگروی

ترک منیت وخودخواهی و خود پرستی

نفس مفهوم قرآنی است

در فارسی به روح و روان وجان و خود تعبیر می شود


نفس واحده ما دارای درجات و مراتب گوناگونی است

1: نفس اماره

2: نفس لوامه

3: نفس ملهمه

4: نفس مطمئنه

5: نفس راضیه

6: نفس مرضیه

7: نفس صافیه

غزل شماره ۸۰: عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت


شرح صوتی غزل زیر جهت دانلود یا گوش کردن کلیک کنید


عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها

مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل

تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس

پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

حافظا روز اجل گر به کف آری جامی

یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت


برای مطالعه مطالب دیگر در ارتباط با حافظ کلیک کنید