سخن آشنا



سخن آشنا (به مناسبت ولادت پيامبر «ص»)
دريافت صدا




بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید   از یار آشنا سخن آشنا شنید
ای شاه حسن چشم به حال گدا فکن   کاین گوش بس حکایت شاه و گدا شنید
خوش می‌کنم به باده مشکین مشام جان   کز دلق پوش صومعه بوی ریا شنید
سر خدا که عارف سالک به کس نگفت   در حیرتم که باده فروش از کجا شنید
یا رب کجاست محرم رازی که یک زمان   دل شرح آن دهد که چه گفت و چه‌ها شنید
اینش سزا نبود دل حق گزار من   کز غمگسار خود سخن ناسزا شنید
محروم اگر شدم ز سر کوی او چه شد   از گلشن زمانه که بوی وفا شنید
ساقی بیا که عشق ندا می‌کند بلند   کان کس که گفت قصه ما هم ز ما شنید
ما باده زیر خرقه نه امروز می‌خوریم   صد بار پیر میکده این ماجرا شنید
ما می به بانگ چنگ نه امروز می‌کشیم   بس دور شد که گنبد چرخ این صدا شنید
پند حکیم محض صواب است و عین خیر   فرخنده آن کسی که به سمع رضا شنید
حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس
  دربند آن مباش که نشنید یا شنید

سوره مزمل =<سوره 73 قرآن> شامل 20 آیه <ودر جزء 29 قرآن قراردارد> ص  574

+ اولین نکته تاکید بر بیدار ماندن (آیه 2 این سوره) => توصیه بر شب خیزی => سکوت شبانه برای خواندن   

قرآن  و  فارغ  از دیگران شدن و به خود پرداختن

   +  می‌گریزم تا رگم جنبان بود  کی فرار از خویشتن آسان بود

+ درضمیردیگران خانه مکن    کار خود کن کار بیگانه مکن

مفهوم ذکر وبه یاد او بودن(آیه 8) که از لسان آغاز وبا همراهی قلب ادامه پیدا می کندو در نهایت در افعال

شخص ظهور می نماید

مفهوم توکل => از مفاهیم بلند اخلاقی و عرفانی( مولوی: با توکل زانوی اشتر ببند)

مفهوم صبر و توصیه به آن(آیه 10)


به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند    چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی

صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند

                                           بر اثر صبر، نوبت ظفر آید


مفاهیم محوری سوره مزمل=>  شب خیزی  -  مفهوم ذکر  - مفهوم صبر و امیدواربودن به وعده های خداوند


ميراث فكري شريعتي و روشنفكري ايراني



ميراث فكري شريعتي و روشنفكري ايراني   (جلسه اول)
    دريافت صدا

ميراث فكري شريعتي و روشنفكري ايراني   (جلسه دوم)   دريافت صدا

  ميراث فكري شريعتي و روشنفكري ايراني   (جلسه سوم) دريافت صدا

ميراث فكري شريعتي و روشنفكري ايراني   (جلسه چهارم)    دريافت صدا



فروغ فرخزاد و علی شریعتی: soroush dabagh


«مرگ من روزی فرا خواهد رسید/ در بهاری روشن از امواج نور/ در زمستان غبارآلود و دور/ یا خزانی خالی از فریاد و شور....»


46 سال پیش در چنین ایامی، فروغ فرخراد، شاعره نادره دوران که « برای چیدن یک خوشه بشارت رفت»؛ « نشد که روبروی وضوح کبوتران بنشیند» و روی در نقاب خاک کشید و « پشت حوصله نورها دراز کشید» و « هیچ فکر نکرد که ما برای خوردن یک سیب چقدر تنها ماندیم»...

هنوز دانشجوی داروسازی بودم که اشعار فروغ را به نحو جدی در مطالعه گرفتم، یادم هست که از کتاب «تولدی دیگر» او آغاز کردم و رفته رفته دیگر کتاب های شعر او را خواندم. ذوق ادبی سرشار، جسارت فکری، خلاف آمد عادت عمل کردن و عصیانگری و دغدغه های وجودیِ عمیق و اصیل او همیشه برایم جذاب و دلربا بوده است. بارها در خلوت ، جسارت او در سرایش دفاتر « دیوار»، « عصیان» و « تولدی دیگر» را ستوده ام. خصوصا که سالهاست مفتون شخصیت سهراب سپهری هم هستم و این تفاوت در مشی و مرام و نگرش این دو شاعر بزرگ معاصر به جهان پیرامون همیشه برایم عبرت اموز بوده است. در بهار و پاییز سال جاری شمسی، توفیق داشتم در 9 جلسه تمام دفاتر 5 گانه اشعار فروغ را در دانشگاه تورنتو بررسی کرده و موتیف ها و مفاهیم آنرا به بحث بگذارم. مقاله " ناتوانی دستهای سیمانی" از محصولات آن جلسات مبارک است که حدودا 2 ماه پیش منتشر شد...

اخیرا قرابت جالب توجهی میان زندگی و دغدغه های علی شریعتیِ دهه 30 شمسی و فروغ فرخزاد دهه 30 شمسی یافته ام؛ خصوصا با عنایت به اشعار نویی که شریعتی در این دوران سروده و تحسین کسانی مثل شفیعی کدکنی را در آن زمان برانگیخته است. دفاتر « دیوار» و « عصیان» فروغ هم در همین ایام سروده شده؛ هم فروغ و هم شریعتی، شخصیتی رمانتیک و عصیانگر داشتند و با نرم های خانواده و جامعه خویش در افتادند و تابو شکنی کردند. در عین حال هر دو ، دست کم در دوره ای از ادوار زندگی خویش، یأس و تلخی و سردی را به عیان تجربه کرده و احوال وجودی غریبی داشته و در اندیشه خودکشی بوده اند....

عشق

http://s3.picofile.com/file/7657248274/21818_548381441852921_1965572414_n.jpg

دست عشق از دامن دل دور باد !

می توان آیا به دل دستور داد؟

می توان آیا به دریا حکـم کرد ,

که دلت را یـادی از ساحل مباد ؟!

موج را آیا توان فرمود ایست ؟!

باد را فرمود باید ایستاد ؟!

آن که دستور زبان عشق را

بی گزاره در نهـاد ما نهاد

خوب می دانست تیـغِ تیز را

در کف مسـتی نمی بایست داد !!!


قیصر امین پور

پيام عارفان براي زمانه ما ـ  فصل اول


پيام عارفان براي زمانه ما  (جلسه دوم)

دريافت صدا



                           پيام عارفان براي زمانه ما  (جلسه اول)



- تفاوت انسان امروزی با انسان قدیم ==> در بعد احوال روانشناسی(اگزیستانسیل) است


-غم   غمخواری     شادی   شادخواری ===> حالتهای ذهنی، تنها درانسانها وجود دارند

- انسان مرگ اندیش است - هایدگر==> موجودی مرگ آگاهیم( انسان می داند که می میرد)

- ترس آهو از شیر به خاطر ارزش بقایی است

- انسان زبان مند است پس فکر می کند==> گفتگو  وحرف زدن

- حس تنهایی ==>  انسانهای امروزی خود را تنها احساس می کنند (کم شدن حجم خانواده ها)


-
نیچه ==> روبهان خانه دارند ، کبوتران آشیانه دارند ، اما انسان آشیانه ای ندارد و تنها در این جهان ره می سپرد


-
سپهری ===>
آدم اینجا تنهاست ودر این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاریست  


مولوی

  من که صلحم دایما با این پدر      این جهان چون جنتستم در نظر


+
میزانی از شادخواری واحوال خوش درونی که گذشتگان از آن بهره می بردند امروزه حجمش کم شده است، امروزه غمخوار شده اند (غمگین)  غم برآنها مستولی است

فروغ می گفت
          

خورشید مرده بود و هیچ کس نمی دانست
     نام آن کبوتری که از قلب ها گریخته ایمان است

   و

چراغ های رابطه ، تاريک اند

چراغ های رابطه تاريک اند

کسی ، مرا به آفتاب ، معرفی ، نخواهد کرد

کسی ، مرا به مهمانی گنجشک ها ، نخواهد برد

پرواز را بخاطر بسپار

پرنده مردني است.


دانلود نوشت: سه نوع مواجهه با مرگ (سروش دباغ) / دانلود / تقدیم به تمام مرگ اندیشان