غزل ۵۲۳: همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

      شرح و بسط  غزل زير  از  سعدي       دانلود


همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن

تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی

نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به

که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی

دل دردمند ما را که اسیر توست یارا

به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی

نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا

تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی

برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را

تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی

دل هوشمند باید که به دلبری سپاری

که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی

چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد

چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی

گله از فراق یاران و جفای روزگاران

نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی

آزادی بیان و اهانت به مقدسات


فایل صوتی آزادی بیان و اهانت به مقدسات

مرگ پایان کبوتر نیست


 مرگ پایان کبوتر نیست : سخنرانی تاثیر گذار دکتر سروش دباغ در ارتباط با مرگ  

"اخلاق کاربردی" استاد ملکیان جلسه اول

  * اخلاق کاربردی ـ جلسه اول      دانلود


داشتن زندگی بی‌درد و رنج برای هیچ انسانی امکان پذیر نیست. اما می‌توان راه‌هایی را در پیش گرفت که زندگی با درد و رنج کمتری استمرار و ادامه پیدا کند. استاد مصطفی ملکیان در درس‌‌گفتارهای اخلاق کاربردی به بیان نکاتی پرداخته‌اند که عمل به آن‌ها می‌تواند امکان زیستنی بهتر، با درد و رنج کمتر را فراهم آورد.

«اخلاق کاربردی» شاخه‌ای از اخلاق است که به امور ملموس و محسوس زندگی می‌پردازد؛  در درس‌های اخلاق کاربردی به نظریات، مکاتب، مسالک و نظام‌های بزرگ اخلاقی و نقاط قوت و ضعف  نظام‌های اخلاقی پرداخته نمی‌شود، بلکه چکیده‌ مباحثی عرضه می‌شود که در اخلاق، کما بیش مورد وفاق واقع شده است؛ اخلاق کاربردی  تطبیق مباحث اخلاقی با مسائل محسوس و ملموس زندگی است.


منبع

سايت ارزشي نيلوفر (http://neeloofar.org/)

به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست


واکاوی و رمز گشایی مفاهیم غزل زیر از سعدی === >>> سروش دباغ  < دانلود>


به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست

به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح

تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست

نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل

آنچه در سر سویدای بنی‌آدم ازوست

به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست

به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست

زخم خونینم اگر به نشود به باشد

خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست

غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد

ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست

پادشاهی و گدایی بر ما یکسانست

که برین در همه را پشت عبادت خم ازوست

سعدیا گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر

دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست

شرح غزليات حافظ : دكتر سروش دباغ


مكن به فسق مباهات      (شرح غزل حافظ)        دانلود


داني كه چيست دولت     (شرح غزل حافظ)        دانلود


در ساغر مينايي             (شرح غزل حافظ)          دانلود


درويشيّ و خرسندي      (شرح غزل حافظ)       دانلود


خزانه‌ي غيب                 (شرح غزل حافظ)      دانلود


روزي ننهاده                   (شرح غزل حافظ)         دانلود


بنشين برلب جوي          (شرح غزل حافظ)         دانلود


عرصه‌ي شطرنج رندان   (شرح غزل حافظ)         دانلود


ساية گيسوي نگار         (شرح غزل حافظ)        دانلود


انفاس سحرخيزان          (شرح غزل حافظ)          دانلود


در دايره قسمت             (شرح غزل حافظ)           دانلود


منم كه شهره شهرم    (شرح غزل حافظ)         دانلود   

غزل شماره ۲۸۳: سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش


    شرح صوتي غزل زير باعنوان مکن به فسق مباهات  دانلود


سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش

که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش

شد آن که اهل نظر بر کناره می‌رفتند

هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش

به صوت چنگ بگوییم آن حکایت‌ها

که از نهفتن آن دیگ سینه می‌زد جوش

شراب خانگی ترس محتسب خورده

به روی یار بنوشیم و بانگ نوشانوش

ز کوی میکده دوشش به دوش می‌بردند

امام شهر که سجاده می‌کشید به دوش

دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات

مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش

محل نور تجلیست رای انور شاه

چو قرب او طلبی در صفای نیت کوش

بجز ثنای جلالش مساز ورد ضمیر

که هست گوش دلش محرم پیام سروش

رموز مصلحت ملک خسروان دانند

گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش

غزل شماره ۳۹۲: دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن



شرح صوتی غزل زیر   دانلود

دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن

در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن

از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن

از دوستان جانی مشکل توان بریدن

خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ

وان جا به نیک نامی پیراهنی دریدن

گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن

گه سر عشقبازی از بلبلان شنیدن

بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار

کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن

فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل

چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن

گویی برفت حافظ از یاد شاه یحیی

یا رب به یادش آور درویش پروریدن